* رد پای عبور محمد زارعی از کوچه باغ شعر *

. . . . . سهم تو
...................................
ديوانگي ام را ... اگر شتري ببُرم
بيشترش به تو مي رسد ...
و تنهايي ام را ... اگر پوست بكـَنم
همه اش . . . !
...................................
. . . . . برای نا رفیق ها
...................................
مرا به هر هدف و هر طريق خواهد كشت
به زخم سطحي و زخم عميق خواهد كشت
كمان كشيده به چندين و چند تير ابروت
اگر اثر نكند مثل تيغ خواهد كشت
بگو هدف كه بگيرد مرا چه خواهد كرد؟
كه با هدف نگرفتن دقيق خواهد كشت
براي كشتن دشمن اگر درنگ كني
به نام دوست تو را بي دريغ خواهد كشت
هزار دشمن در جنگ رو به رو بكشم
مرا ز پشت سرم يك رفيق خواهد كشت
...................................
. . . . . غزل عشقکی
...................................
من و تو را كه پُريم از غم و غرور از هم
ببين غرور جدا كردمان چه جور از هم
من و تو از هم، با هم، به هم چرا خورديم؟
شبيه شيشه كه از سنگ در عبور از هم
درون من تو، درون تو من، همين و تمام
من آسمان و تو دريا اگر چه دور از هم
چقدر دوريم از هم چقدر هم نزديك
بد است فاصله ي سايه ها و نور از هم
نمي رسند دو قطب زمين به زور به هم
نمي شوند جدا هم ولي به زور از هم
چقدر ساكت و آرام رد شدي از من
چنانكه رهگذران و گداي كور از هم
و كاش كسر دلم بر تو بخشپذير نبود
تو رفتي و كممان كرد سنگ گور از هم
...................................
. . . . . برای جبهه و جنگ
...................................
چون شاه ماهی ها كه از خرچنگ می ترسند
سردارها ، سرهنگ ها ، از جنگ می ترسند
گاهی تمام وحشت ِ كركس فقط سنگ است
گاهی فقط گنجشكها از سنگ می ترسند
همسایه ها باید به هم نزدیكتر باشند
دزدان ِ شهر از كوچه های تنگ می ترسند
پروانه ها در هجرت از باغ گل ِ سُرخند
وقتی كه از آژیر ِ قرمز رنگ می ترسند
ترسی ندارد جنگ ِ رو در روی دشمنها
این دوست ها هستند كز نیرنگ می ترسند
آنها كه در راه وطن در جنگ می میرند
از جنگ و از خرچنگ نه ، از ننگ می ترسند
..................................
. . . . . شکست
...................................
وقتی که پشت هر شکست اندیشه ای باشد
ناچار سنگی هست هر جا شیشه ای باشد
ای باد بیخود شاخه های خشک را نشکن
ویرانی این باغ باید ریشه ای باشد
سهم درخت از عشق وقتی مرگ شد شاید
یا دار یا تابوت عاشق پیشه ای باشد
سنگ مزار و کوه فرقی هم نخواهد داشت
نام تو پا بر جاست هر جا تیشه ای باشد
هر جا تو هستی - شک نکن - من نیز خواهم بود
هر جا که سنگی هست باید شیشه ای باشد
...................................
